یوزو بعد از ورود به عمارت خاندان اونی، با دنیایی روبهرو میشود که هم ترسناک است و هم عجیب مهربان. ریا او را عروس خودش میداند و سعی میکند زخمهای گذشتهاش را آرام کند، اما اعتماد کردن برای یوزو اصلاً ساده نیست.