لوفی و همراهانش در قلعهی خراب الباف دنبال کلید دستبندهای لوکی میگردند و به تالار تختی میرسند که نشانههای عجیبی دارد. وسط این جستوجوی پرتنش، یک پیرمرد مرموز با گذشتهای غیرمنتظره سر راهشان سبز میشود.