با بیهوش شدن شوگر، طلسم عجیبی که روی درسروزا بود کمکم میشکند و شهر پر از آدمهایی میشود که سالها فراموش شده بودند. حالا خشم پنهان مردم و اسباببازیهای سابق بالا میگیرد و دوفلامینگو باید با آشوبی تازه روبهرو شود.