در ادامه نفوذ کلاهحصیریها به جزیره وُلکیک، چاپر و کاروت در دنیای آینهها دنبال راهی برای رسیدن به سانجی میگردند و پدرو برای دسترسی به رود پونگلیف با بارون تاماگو روبهرو میشود؛ برخوردی که گذشته تلخ آنها را یادآوری میکند.