شب کریسمس نزدیک است و چیتوگه با دلخوری از مادر پرمشغلهاش درگیر احساسات قدیمی میشود. راکو که میفهمد پشت این فاصله فقط بیتفاوتی نیست، سعی میکند قبل از دیر شدن راهی برای نزدیکتر شدنشان پیدا کند.