در نایتسیتی، تالیا با گذشتهی دردناکش و مردی که ادعا میکند پدرش است درگیر میشود؛ همزمان، رومن و دی برای رسیدن به کاپری و نجات او از نقشهی خطرناک شرکت کانتاو تلاش میکنند. با نزدیک شدن تهدید بمباران، هر لحظه برای کمک به تالیا مهمتر میشود.
در نایتسیتی، تالیا با گذشتهی دردناکش و مردی که ادعا میکند پدرش است درگیر میشود؛ همزمان، رومن و دی برای رسیدن به کاپری و نجات او از نقشهی خطرناک شرکت کانتاو تلاش میکنند. با نزدیک شدن تهدید بمباران، هر لحظه برای کمک به تالیا مهمتر میشود.