آراراگی همراه مایوی راهی پیدا کردن خانه مادرش میشود؛ دختری پرحرف و شیطون که پشت شوخیها و کلکلهایش دلتنگی جدیای پنهان کرده. وقتی سنجوگاهارا برمیگردد، معلوم میشود این گمشدن سادهتر از چیزی نیست که به نظر میآید.