روملیا و نگهبانهای تازهکارش در راه جنوب به روستایی میرسند که میمونهای اهریمنی به آن حمله کردهاند. او باید با یک نقشه سریع نیروهای کمتجربهاش را هدایت کند، در حالی که ری هنوز با ترس و سنگینیِ جنگ کنار نیامده است.