باکی برای آماده شدن مقابل پدر افسانهایاش، تمرینی عجیب و ترسناک را شروع میکند: ساختن یک حریف خیالی که از هر جانوری خطرناکتر به نظر میرسد. رومینا از نزدیک میبیند ذهن باکی چطور یک مبارزه نامرئی را واقعی میکند.