شیه لیان در قمارخانه سانلانگ به سرنخی مشکوک درباره مأموریتش میرسد. او همراه ارباب باد وارد گذرگاهی مخفی میشود؛ جایی که تاسها درهای سنگی را باز میکنند و هر پرتاب ممکن است آنها را به نقطهای خطرناک بفرستد.